برای اولین بار سامان رو بردیم پارک آهنشهر
سلام زندگی من دیشب با دوستای بابایی وعمو مهدی رفتیم پارک آهنشهر ، سرشب نور افشانی بود ولی ما دیر رسیدیم . رفتیم یه جای خلوت پیدا کردیم و نشستیم یکم که دیدنی کردیم عمو وبابا ،شما رو بردن که سوار قایق کنن هرچی من گفتم که سامان خوابه اونا دست بردار نبودن به زور بردنت . شما بیدار شده بودی خیلی دوست داشتییه چند تا عکس بی کیفیت هم ازت انداختم.بعد از قایق سواری هم یکی از آقایون ولخرجی کرده بود وخوراکی گرفته بود. وقتی خواستیم شروع کنیم به خوردن شما گریه رو شروع کردین ما هم مجبور شدیم که تو اون شرایط بخور بخور شما رو شیر بدیم تا به خود جنبیدیم دیدیم فقط پوستاش و ...
نویسنده :
مامان وحیده
1:16








